فکرش را بکن
طالبان دوباره رفتهاند
من از برلین آمادهام
تو از پاریس
در امتداد خیابانهای همیشه ممنوع تاریخ
دستهای هم را گرفتهایم
همه خوشحال، همه سرمست
کابل زیبا شده
شاعران میسرایند
عاشقان قدم میزنند
شعر میخوانند
یکی گیتار…
دیگری ملت عشق را حکمروایی میکند
گوشها مجوز شنیدن صدای احمدظاهر را دارند
کابل دوباره نفس میکشد
هرات دوباره نفس میکشد
آنطرفتر
به داد دانشگاه میرسند جوانان
انگیزه از چشمان شان پیداست
دانشجویان عشق را به تحقیق گرفته اند
عاشقان عشق را جار میزنند و شلاق نمیخورند
سنگ برای سنگسار نمیشود پیدا.
کافههای پلسرخ جان گرفتند
دریا میخواند به کابل جان سلام، افغانستان سلام
کابل دوباره زیبا شده
طالبان دوباره رفتهاند
فکرش را بکن
فردوس فرهمند کریمی





