روزگار! آهسته‌تر لطفن.

کاش می‌شد
برای جناب روزگار گفت
آهسته‌تر لطفن
این سرعت برای
خیابان جوانی
غیر مجاز است
بگذار کمی زندگی کنیم
ماهایی که در جنگ بزرگ شدیم
چیزی جز لب‌خند
در صورت سیاه مان نیست
در گلوی تک تک ما
پر از بغض‌های روزمرگی‌
پر از تلخی‌هایی که
با کندویی از عسل‌ هم
نمی‌شود شیرین کرد
پس روزگار جان
آهسته‌تر لطفن …

فردوس فرهمند کریمی

  • روایت نابرابر عید
  • در رمضان به وقت افطار
  • از هریرود تا اقیانوس آرام؛ در جست‌وجوی آسایش
  • حقیقتی که نمی‌میرد: فریدون، صدای خاموش‌نشدنی در تاریکی استبداد
  • پل سرخ
  • فکرش را بکن؛ طالبان دوباره رفته‌اند